کازمتیک آنلاین – یادداشت پیمان محمدعلیزاده، سردبیر کازمتیک آنلاین با عنوان «راهکارهایی برای صنعت آرایشی بهداشتی در دوران رکود اقتصادی» در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شد.
در این یادداشت، شرایط امروز صنعت آرایشی و بهداشتی ایران از منظر اقتصادی و توسعه بازار مورد بررسی قرار گرفته و این پرسش مطرح شده است که شرکتهای فعال در این صنعت در شرایط رکود تورمی، کاهش قدرت خرید، نوسانات ارزی و محدودیتهای تأمین، باید صرفاً بر بقا تمرکز کنند یا همچنان میتوان برای توسعه برنامهریزی کرد؟
صنعت آرایشی و بهداشتی میان بقا و توسعه
در سالهای اخیر، اقتصاد ایران با مجموعهای از چالشها از جمله رکود تورمی، کاهش قدرت خرید، نوسانات ارزی، محدودیتهای وارداتی و پیامدهای ناشی از جنگ مواجه بوده است.
صنعت آرایشی و بهداشتی نیز بهطور مستقیم تحت تأثیر این شرایط قرار گرفته است. اگرچه بخشی از بازار محصولات زیبایی در نگاه نخست در گروه کالاهای غیرضروری یا لوکس قرار میگیرد، اما محصولات بهداشتی و مراقبت شخصی سهم قابل توجهی در سلامت، بهداشت و کیفیت زندگی افراد دارند.
همین مسئله، فعالان صنعت را با یک تصمیم مهم مواجه کرده است:
آیا در شرایط فعلی باید تنها برای بقا تلاش کرد یا میتوان همزمان مسیرهای جدیدی برای توسعه پیدا کرد؟
چهار چالش جدی صنعت
در این یادداشت، نوسان قیمت و دشواری تأمین مواد اولیه بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای صنعت مطرح شده است. وابستگی بخشی از تولید به مواد اولیه وارداتی سبب شده تغییرات نرخ ارز و محدودیتهای تجاری مستقیماً بر قیمت تمامشده محصولات اثر بگذارد.
از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید خانوار باعث شده مصرفکنندگان در انتخاب کالاهای خود محتاطتر شوند و بخشی از تقاضا برای محصولات آرایشی و حتی برخی محصولات بهداشتی تحت فشار قرار گیرد.
رشد محصولات بیکیفیت و قاچاق و همچنین بیثباتی قوانین و طولانی بودن برخی فرآیندهای صدور مجوز دو چالش دیگری هستند که میتوانند رقابت سالم و سرمایهگذاری در این صنعت را دشوار کنند.
فرصتهایی که در دل رکود وجود دارند
با این حال، در یادداشت سردبیر کازمتیک آنلاین تأکید شده است که رکود الزاماً به معنای نبود فرصت نیست.
وجود ظرفیتهای خالی در خطوط تولید برخی شرکتهای معتبر، زیرساختهای آزمایشگاهی کشور، افزایش تقاضا برای ایجاد برندهای شخصی، توسعه فروش آنلاین و حرفهایتر شدن شرکتهای پخش، ظرفیتهایی هستند که میتوان از آنها برای ایجاد مدلهای جدید کسبوکار استفاده کرد.
یکی از مهمترین این ظرفیتها تولید قراردادی است.
تولیدکنندگان دارای خطوط استاندارد میتوانند بخشی از ظرفیت خالی خود را در اختیار برندهای دیگر قرار دهند. در مقابل، کسبوکارهای کوچکتر نیز بدون نیاز به سرمایهگذاری سنگین برای ایجاد کارخانه، امکان ورود حرفهایتر و سریعتر به بازار را پیدا میکنند.
کیفیت؛ ابزاری برای بازسازی اعتماد
یکی دیگر از محورهای این یادداشت، ضرورت استفاده از کنترل کیفیت علمی بهعنوان ابزار اعتمادسازی است.
در بازاری که مصرفکننده با انبوهی از محصولات و ادعاهای تبلیغاتی مواجه است، ارائه مستندات قابل اتکا، آزمونهای معتبر، آنالیز محصول و کنترل دقیق فرمولاسیون میتواند به یک مزیت رقابتی جدی برای برندها تبدیل شود.
در چنین شرایطی کیفیت دیگر صرفاً یک الزام فنی نیست؛ بلکه بخشی از اعتبار برند و ابزار ایجاد اعتماد در بازار است.
کمتر، اما هدفمندتر تولید کنیم
تمرکز بر سبد محصول بهینه نیز از دیگر پیشنهادهای مطرحشده است.
به جای توسعه بیرویه تعداد محصولات و پراکنده کردن منابع، شرکتها میتوانند بر تعداد محدودتری از محصولات دارای تقاضای مناسب، مزیت رقابتی و حاشیه سود قابل قبول تمرکز کنند.
این رویکرد امکان کنترل بهتر موجودی، سرمایه در گردش، تولید و فعالیتهای بازاریابی را فراهم میکند.
فضای دیجیتال؛ فرصتی برای برندهای کوچکتر
گسترش فروشگاههای اینترنتی و شبکههای اجتماعی نیز معادلات ورود به بازار را تغییر داده است.
برندهای کوچک و تازهوارد دیگر الزاماً برای دیدهشدن به شبکههای گسترده تبلیغات سنتی وابسته نیستند و میتوانند با شناخت دقیق مخاطب و حضور هدفمند در فضای دیجیتال، مسیر کوتاهتری برای ارتباط با مصرفکننده ایجاد کنند.
همزمان، ارائه مجموعهای یکپارچه از خدمات مورد نیاز برندهای نوپا ـ از فرمولاسیون و تولید تا آزمونهای کیفی، مجوز، پخش و فروش ـ میتواند خود به یک حوزه جدید فعالیت برای شرکتهای باسابقه صنعت تبدیل شود.
محور اصلی یادداشت منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد این است که رکود لزوماً به معنای توقف توسعه نیست.
شرکتهایی که بتوانند ساختار خود را چابکتر کنند، منابع را هدفمندتر تخصیص دهند، از ظرفیتهای خالی تولید استفاده کنند و کیفیت، فناوری، فروش دیجیتال و نیازهای جدید بازار را جدی بگیرند، امکان عبور مؤثرتر از شرایط دشوار اقتصادی را خواهند داشت.
صنعت آرایشی و بهداشتی ایران همچنان از ظرفیتهای قابل توجهی در تولید، نوآوری، بازار داخلی و صادرات برخوردار است. مسئله اصلی، یافتن مدلهایی است که این ظرفیتها را متناسب با شرایط جدید اقتصادی به فرصت واقعی تبدیل کنند.
این یادداشت پیشتر در شماره ۶۳۶۱ روزنامه دنیای اقتصاد، منتشر شده است.