امروز جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵

کازمتیک آنلاین؛ رسانه تخصصی صنعت آرایشی، بهداشتی،
شوینده و عطر ایران

فروش جهش کرد؛ پول در مشتری ماند، در انبار یا به چرخه تولید برگشت؟

از رشد فروش تا توان تأمین چرخه بعد

فروش جهش کرد؛ پول در مشتری ماند، در انبار یا به چرخه تولید برگشت؟

صورت‌های مالی پدیده شیمی قرن، آریان کیمیا تک، صنایع بهداشتی ساینا و پاکسان نشان می‌دهد رشد فروش، الزاماً به یک نتیجه نقدی واحد ختم نمی‌شود. در یک شرکت، فروش و جریان نقد عملیاتی هم‌زمان جهش کرده‌اند؛ در شرکتی دیگر، فروش و سود بالا رفته‌اند اما نقد عملیاتی عقب نشسته و در دو شرکت دیگر، مطالبات از خریدار عمده هنوز بر سرمایه در گردش سایه انداخته است. این گزارش مسیر پول را بعد از ثبت فروش دنبال می‌کند؛ از مشتری و انبار تا بانک و چرخه بعدی تولید.
از رشد فروش تا توان تأمین چرخه بعد - فروش جهش کرد؛ پول در مشتری ماند، در انبار یا به چرخه تولید برگشت؟

فرض کنید جلسه فروش تمام شده و گزارش روی میز عدد خوبی نشان می‌دهد: فروش بیش از دو برابر شده است. از اینجا معمولاً نگاه‌ها به سود، سهم بازار یا برنامه تولید بعدی می‌رود. اما یک سوال قبل از همه اینها باقی می‌ماند: پول این رشد کجاست؟

ممکن است در حساب مشتری باشد. ممکن است به مواد اولیه‌ای تبدیل شده باشد که هنوز مصرف نشده‌اند. شاید در انبار محصول نهایی مانده باشد. یا برعکس، فروش توانسته سریع به نقد برگردد و منابع لازم برای خرید و تولید بعدی را فراهم کند.

کازمتیک آنلاین پیش‌تر در تحلیل چرخه سرمایه در گردش و فاصله خرید مواد اولیه تا وصول پول این سازوکار را توضیح داده بود. در گزارش رشد فروش در برابر هزینه تولید نیز مسئله این بود که رشد درآمد تا چه حد از فشار هزینه جلو زده است. این بار اما صورت سود و زیان فقط نقطه شروع است. برای پیدا کردن ادامه داستان باید وارد ترازنامه و صورت جریان وجوه نقد شد.

چهار شرکت برای این بررسی انتخاب شده‌اند: پدیده شیمی قرن، آریان کیمیا تک، صنایع بهداشتی ساینا و پاکسان. قرن و کیمیاتک با دوره سه‌ماهه منتهی به خرداد ۱۴۰۵ و ساینا و پاکسان با دوره شش‌ماهه بررسی شده‌اند. بنابراین قرار نیست اندازه فروش چهار شرکت با هم رتبه‌بندی شود؛ سؤال این است که درون هر شرکت، رشد فروش چه اثری بر پول در گردش گذاشته است.

فروش بالا رفت؛ اما از اینجا مسیر شرکت‌ها از هم جدا شد

در ظاهر، شروع داستان هر چهار شرکت شبیه است.

درآمد عملیاتی پدیده شیمی قرن در سه‌ماهه منتهی به ۱۴۰۵/۰۳/۳۱ از ۲۸٬۰۳۴٬۵۵۸ به ۵۷٬۳۲۳٬۸۹۲ میلیون ریال رسیده است؛ یعنی ۱۰۴.۴۸٪ رشد. آریان کیمیا تک حتی رشد سریع‌تری داشته و فروش خود را از ۱۱٬۵۶۴٬۸۹۴ به ۳۰٬۱۱۴٬۱۶۵ میلیون ریال رسانده؛ رشد ۱۶۰.۳۹٪. 

در گروه شش‌ماهه نیز ساینا فروش خود را از ۷٬۱۰۶٬۵۹۶ به ۱۴٬۹۰۳٬۷۸۲ میلیون ریال رسانده و رشد ۱۰۹.۷۲٪ ثبت کرده است. فروش پاکسان نیز از ۲۳٬۹۷۰٬۹۹۲ به ۵۲٬۱۳۵٬۶۸۲ میلیون ریال رسیده؛ یعنی ۱۱۷.۴۹٪ افزایش.

اگر تحلیل همین‌جا متوقف شود، چهار شرکت تقریباً در یک قاب قرار می‌گیرند: رشد فروش بالا.

اما با بازکردن صورت جریان وجوه نقد، این شباهت خیلی زود از بین می‌رود.

در قرن، فروش بیش از دو برابر شده اما جریان نقد عملیاتی نه‌تنها هم‌جهت با آن رشد نکرده، بلکه از ۵٬۰۶۱٬۵۷۵ به ۳٬۴۴۰٬۰۷۹ میلیون ریال کاهش یافته است؛ حدود ۳۲.۰۴٪ افت.

کیمیاتک درست در نقطه مقابل ایستاده است. جریان نقد عملیاتی آن از ۶۸۳٬۷۵۰ به ۹٬۱۹۳٬۰۰۳ میلیون ریال رسیده؛ یعنی رشد فروش این شرکت، دست‌کم در این سه‌ماهه، با ورود بسیار بیشتر نقد از عملیات همراه بوده است. 

از همین دو شرکت می‌شود اولین نتیجه را گرفت: دو رشد فروش سه‌رقمی می‌توانند دو داستان نقدی کاملاً متفاوت بسازند.

اصل گزارش‌های مالی این دو شرکت نیز در سامانه کدال منتشر شده است: صورت‌های مالی سه‌ماهه پدیده شیمی قرن و صورت‌های مالی سه‌ماهه آریان کیمیا تک.

در قرن، بخشی از پول را باید در انبار جست‌وجو کرد

وقتی نقد عملیاتی شرکتی برخلاف فروش حرکت می‌کند، اولین وسوسه این است که سراغ مطالبات برویم؛ یعنی فرض کنیم مشتری هنوز پول را پرداخت نکرده است. اما اعداد قرن می‌گویند داستان فقط مشتری نیست.

از پایان سال مالی تا پایان خرداد، موجودی مواد و کالا از ۲۶٬۴۲۸٬۳۰۲ به ۳۲٬۷۱۷٬۱۶۸ میلیون ریال رسیده است. در همان فاصله، موجودی نقد از ۱۲٬۷۸۲٬۳۱۲ به ۷٬۹۳۴٬۷۹۱ میلیون ریال کاهش یافته است.

وقتی موجودی را باز می‌کنیم، موضوع ملموس‌تر می‌شود.

موجودی کالای ساخته‌شده قرن در ابتدای سه‌ماهه ۳٬۹۵۶٬۱۹۱ میلیون ریال بوده و در پایان خرداد به ۷٬۲۴۳٬۶۵۱ میلیون ریال رسیده؛ حدود ۸۳.۱۰٪ افزایش. هم‌زمان موجودی مواد اولیه نیز از ۱۷٬۷۴۷٬۷۱۰ به ۲۵٬۴۷۳٬۵۱۴ میلیون ریال افزایش یافته؛ حدود ۴۳.۵۳٪.

یعنی پول فقط در یک نقطه از چرخه متوقف نشده است. بخشی از آن در موادی قرار گرفته که هنوز باید وارد تولید شوند و بخشی دیگر به محصولی تبدیل شده که هنوز در انبار است.

این اتفاق لزوماً علامت منفی نیست. ممکن است شرکت برای تولید ماه‌های بعد مواد خریده باشد، یا موجودی بیشتری برای پاسخ به تقاضای آتی آماده کرده باشد. اما آزمون این فرض در گزارش بعدی است: اگر این موجودی به فروش و سپس به نقد تبدیل شود، افزایش فعلی بیشتر به زمان‌بندی عملیات مربوط بوده است. اگر موجودی باز هم بزرگ‌تر شود و نقد عملیاتی بهبود نکند، آن‌وقت تفسیر متفاوت می‌شود.

به همین دلیل در قرن، گزارش بعدی فقط برای دیدن «فروش بیشتر یا کمتر» مهم نیست؛ باید دید آنچه تا خرداد وارد انبار شده، از انبار خارج شده است یا نه.

کیمیاتک؛ وقتی فروش این بار واقعاً به نقد نزدیک شد

در کیمیاتک، روایت از همان نقطه تغییر می‌کند.

فروش ۱۶۰.۳۹٪ رشد کرده، اما برخلاف قرن جریان نقد عملیاتی نیز جهش کرده و به ۹٬۱۹۳٬۰۰۳ میلیون ریال رسیده است. موجودی نقد شرکت هم از پایان سال تا خرداد از ۳٬۰۴۵٬۹۰۸ به ۷٬۹۹۲٬۰۹۳ میلیون ریال افزایش یافته است.

در عین حال، اینجا هم همه‌چیز فوراً به پول تبدیل نشده است. کل موجودی مواد و کالا از ۲۳٬۵۱۳٬۶۹۱ به ۲۷٬۶۳۸٬۶۲۵ میلیون ریال رسیده؛ رشد ۱۷.۵۴٪.

جالب‌تر اینکه بخش قابل‌توجهی از تغییر در کالای ساخته‌شده دیده می‌شود. موجودی محصول نهایی از ۸٬۹۲۴٬۸۶۱ به ۱۱٬۸۷۳٬۸۰۷ میلیون ریال رسیده؛ حدود ۳۳.۰۴٪ افزایش.

در نتیجه، کیمیاتک نه نمونه «بدون موجودی» است و نه نمونه‌ای که همه فروش آن بلافاصله نقد شده باشد. تفاوتش با قرن این است که در همین دوره، افزایش موجودی مانع از جهش جریان نقد عملیاتی نشده است.

حالا سؤال دوره بعدی شرکت روشن‌تر می‌شود: این کالای ساخته‌شده چقدر سریع از انبار خارج می‌شود؟

اگر موجودی محصول نهایی در گزارش بعد کاهش یابد یا با رشد فروش جذب شود، می‌توان آن را بخشی از زمان‌بندی عادی تولید دانست. اگر رشد آن ادامه پیدا کند، آن‌وقت لازم است نسبت تولید هر گروه محصول با سرعت فروشش دقیق‌تر دیده شود.

همین‌جا تحلیل فروش بیشتر یعنی کالای بیشتر؟ اهمیت پیدا می‌کند؛ چون رشد مبلغ فروش همیشه به معنی رشد مشابه در مقدار نیست. برای فهم انبار، باید بدانیم افزایش ریالی از مقدار بیشتر آمده یا از نرخ بالاتر.

در ساینا، مسئله فقط «چند روزه وصول کردن» نیست

در ساینا، اگر فقط درصدها دیده شوند، تصویر چندان نگران‌کننده نیست.

فروش ۱۰۹.۷۲٪ رشد کرده، در حالی که دریافتنی‌های تجاری و سایر دریافتنی‌ها از ۴٬۳۷۱٬۶۶۷ به ۸٬۰۸۹٬۶۶۷ میلیون ریال رسیده؛ یعنی ۸۵.۰۵٪ افزایش. به زبان ساده، رقم دریافتنی‌ها کندتر از فروش بزرگ شده است.

اگر فقط همین دو عدد را کنار هم بگذاریم، ممکن است نتیجه بگیریم فشار وصول کمتر شده است.

اما حسابرس یک لایه دیگر را وارد داستان می‌کند.

در گزارش شش‌ماهه ۱۴۰۵، حسابرس ساینا صراحتاً نوشته که افزایش مطالبات از خریدار عمده، شرکت به‌پخش، باعث عدم تأمین به‌موقع سرمایه در گردش و افزایش هزینه مالی شده است.

این نکته مهمی است: بهبود یک نسبت، الزاماً به معنی حل مسئله نقدینگی نیست.

وقتی فروش بزرگ‌تر می‌شود، حتی با همان شرایط وصول یا حتی اندکی شرایط بهتر، ممکن است مبلغ بسیار بیشتری از پول شرکت نزد یک مشتری عمده باقی بماند. در این حالت، مسئله فقط «چند روز وصول» نیست؛ مسئله این است که چه سهمی از کل نقدینگی شرکت به یک کانال فروش وابسته شده است.

همین منطق در تحلیل کازمتیک آنلاین درباره هزینه و شرایط تسویه شبکه توزیع نیز مطرح شده بود. فاکتور فروش زمانی تمام نشده که کالا تحویل داده می‌شود؛ برای تولیدکننده، معامله وقتی کامل می‌شود که پول بتواند دوباره وارد خرید و تولید شود.

اصل گزارش‌های ساینا نیز در کدال قابل بررسی است: صورت‌های مالی شش‌ماهه ۱۴۰۵ ساینا و صورت‌های مالی شش‌ماهه ۱۴۰۴ ساینا.

پاکسان؛ فروش رشد کرده، وصول نسبی بهتر شده، اما نیاز مالی تمام نشده است

پاکسان شاید واضح‌ترین مثال باشد که چرا درصد رشد مطالبات به‌تنهایی کافی نیست.

فروش شرکت ۱۱۷.۴۹٪ افزایش یافته، در حالی که دریافتنی‌های تجاری و سایر دریافتنی‌ها از ۲۲٬۰۵۸٬۱۴۱ به ۳۰٬۲۱۱٬۶۶۳ میلیون ریال رسیده؛ یعنی فقط ۳۶.۹۶٪ رشد.

این نسبت در ظاهر بهتر شده است.

اما گزارش حسابرس می‌گوید افزایش مطالبات از خریدار عمده، به‌پخش، همچنان به عدم تأمین به‌موقع سرمایه در گردش و کاهش امکان استفاده از ظرفیت بالقوه تولید منجر شده است. حسابرس حتی کاهش دوره وصول را در کنار تأمین به‌موقع مواد اولیه، بازپرداخت تسهیلات و استفاده بهتر از ظرفیت تولید قرار داده است. 

در اینجا قصه یک مرحله جلوتر می‌رود.

وقتی پول دیرتر از نیاز تولید برگردد، شرکت باید این فاصله را از جای دیگری پر کند. داده‌های پاکسان دقیقاً همین قسمت را نشان می‌دهد.

پرداختنی‌های تجاری و سایر پرداختنی‌ها از ۸٬۵۸۷٬۹۳۰ به ۲۲٬۷۳۸٬۷۲۶ میلیون ریال رسیده؛ یعنی ۱۶۴.۷۸٪ افزایش. تسهیلات مالی نیز از ۱۱٬۹۸۱٬۹۱۹ به ۱۸٬۱۰۷٬۵۶۵ میلیون ریال افزایش یافته است. 

پس رشد فروش فقط دارایی‌های عملیاتی را بزرگ نکرده؛ سمت تامین مالی ترازنامه هم بزرگ‌تر شده است.

این همان نقطه‌ای است که فروش بیشتر می‌تواند به یک سؤال مالی تبدیل شود: این رشد را چه کسی تامین کرده است؟ مشتری، تأمین‌کننده، بانک یا خود عملیات؟

صورت‌های مالی پاکسان از طریق گزارش شش‌ماهه ۱۴۰۵ پاکسان در کدال و گزارش شش‌ماهه ۱۴۰۴ پاکسان در کدال منتشر شده است.

سود بالا رفته؛ اما آیا همان پول در اختیار عملیات است؟

تا اینجا معلوم شد مسیر فروش تا پول در چهار شرکت متفاوت است. حالا یک مقایسه دیگر این تصویر را کامل می‌کند: سود خالص در برابر جریان نقد عملیاتی.

قرن در سه‌ماهه خرداد ۱۰٬۹۲۳٬۶۶۶ میلیون ریال سود خالص ثبت کرده؛ ۱۷۶٪ بیشتر از دوره مشابه. با این حال، جریان نقد عملیاتی آن ۳٬۴۴۰٬۰۷۹ میلیون ریال بوده و نسبت به سال قبل کاهش یافته است.

کیمیاتک در همان دوره ۹٬۱۷۷٬۷۵۹ میلیون ریال سود خالص و ۹٬۱۹۳٬۰۰۳ میلیون ریال جریان نقد عملیاتی داشته است. در این مقطع، سود و نقد عملیاتی تقریباً به یک اندازه رسیده‌اند.

در ساینا، جریان نقد عملیاتی از منفی ۳۶٬۲۳۰ به مثبت ۶۲۰٬۷۴۹ میلیون ریال رسیده، اما سود خالص دوره ۳٬۱۲۹٬۰۱۰ میلیون ریال بوده است. 

پاکسان نیز جریان نقد عملیاتی خود را از منفی ۴۱۹٬۴۹۰ به مثبت ۱٬۹۳۶٬۳۶۱ میلیون ریال رسانده، در حالی که سود خالص آن ۸٬۰۳۹٬۸۵۲ میلیون ریال بوده است. 

هیچ‌کدام از این فاصله‌ها به‌تنهایی برچسب مثبت یا منفی برای شرکت نمی‌سازند. سرمایه در گردش ذاتاً میان دوره‌ها جابه‌جا می‌شود. اما برای مدیری که باید هفته بعد سفارش ماده اولیه بدهد، این تفاوت کاملاً واقعی است.

سود می‌گوید شرکت در حساب‌ها چه ساخته است.
جریان نقد می‌گوید چه مقدار از آن منابع فعلاً دوباره قابل استفاده است.

این همان مرحله‌ای است که تحلیل رشد سود ناخالص تولیدکنندگان بهداشتی را تکمیل می‌کند. سودآوری پاسخ یک سؤال است؛ توان تأمین دور بعد عملیات، سؤال دیگری.

فروش بعدی از کجا باید شروع شود؟

در پایان این چهار صورت مالی، مسئله اصلی دیگر «چه کسی بیشتر فروخته؟» نیست.

فرض کنیم چند هفته بعد مدیر فروش با برنامه‌ای برای رشد دوباره سفارش‌ها وارد جلسه شود. قبل از اینکه تولید تیراژ را بالا ببرد و خرید سفارش مواد اولیه جدید بدهد، باید معلوم باشد فروش قبلی در کدام ایستگاه چرخه قرار دارد.

در قرن، نگاه قبل از هر چیز باید به انبار برگردد. مواد اولیه و محصول نهایی هر دو بالا رفته‌اند. اگر در افشای بعدی این مانده‌ها به فروش و نقد تبدیل شوند، رشد موجودی فعلی می‌تواند بخشی از آماده‌سازی عملیات بوده باشد. اگر باز هم بالا بروند و جریان نقد همراه نشود، تولید و خرید دیگر نمی‌توانند فقط با اتکا به رشد فروش قبلی توسعه پیدا کنند.

در کیمیاتک، داستان فعلاً آرام‌تر است. نقد حاصل از عملیات همراه رشد فروش بالا آمده است. اما محصول ساخته‌شده هم بیشتر شده؛ بنابراین آزمون بعدی این است که آیا این کالا به همان سرعتی که تولید شده از انبار خارج می‌شود یا نه.

در ساینا و پاکسان، سؤال قبل از افزایش فروش به مشتری عمده باید حتی ساده‌تر باشد: مانده قبلی او چقدر شده و پول آن چه زمانی برمی‌گردد؟ وقتی خود حسابرس مطالبات خریدار عمده را به سرمایه در گردش، هزینه مالی و در پاکسان حتی به استفاده از ظرفیت تولید پیوند می‌دهد، افزایش سفارش بدون بازنگری شرایط وصول می‌تواند فقط عدد فروش را بزرگ‌تر کند، نه الزاماً منابع در دسترس شرکت را.

شاید بهترین استفاده از این داده‌ها این باشد که جلسه برنامه‌ریزی بعدی کمی متفاوت شروع شود.

نه با این سؤال که «چقدر بیشتر می‌توانیم بفروشیم؟»

بلکه با این چهار سؤال: از فروش قبلی چقدر هنوز نزد مشتری است؟ چه مقدار پول به مواد اولیه تبدیل شده؟ چه مقدار محصول هنوز در انبار مانده؟ و چه مقدار نقد واقعاً به عملیات برگشته است؟

پاسخ این چهار سوال تعیین می‌کند تصمیم بعدی کجا باید گرفته شود. گاهی در واحد فروش و شرایط اعتبار مشتری. گاهی در خرید و سطح سفارش مواد اولیه. گاهی در تولید و تیراژ SKUها. و گاهی هم در تأمین مالی.

در این نقطه، رشد فروش دیگر فقط یک عدد عملکردی نیست؛ تبدیل می‌شود به آزمونی برای اینکه شرکت تا چه اندازه می‌تواند دور بعد رشد را بدون کشیدن بیش از حد منابعش تامین کند.

نویسنده : علیرضا صابری
مسئول ارتباطات

اولین و معتبرترین خبرگزاری تخصصی آرایشی و بهداشتی ایران

ما را در شبکه های مجازی دنبال کنید

تبلیغات

نرخ روز

آخرین اخبار

خبرنامه

از آخرین اخبار و رویدادهای صنعت آرایشی و بهداشتی ایران مطلع شوید