امروز شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵

کازمتیک آنلاین؛ رسانه تخصصی صنعت آرایشی، بهداشتی،
شوینده و عطر ایران

از خط ۱۳۰ هزار تنی پاکشو تا پلنت ۱۸ هزار تنی پاکسان؛ چه چیز واقعاً وارد مدار شد؟

پروژه‌های توسعه صنعت شوینده و بهداشتی تا شهریور ۱۴۰۵

از خط ۱۳۰ هزار تنی پاکشو تا پلنت ۱۸ هزار تنی پاکسان؛ چه چیز واقعاً وارد مدار شد؟

بررسی پروژه‌های توسعه‌ای چند تولیدکننده بزرگ صنعت شوینده و بهداشتی نشان می‌دهد فاصله قابل‌توجهی میان «اعلام طرح»، «نصب تجهیزات»، «افتتاح خط» و «ورود ظرفیت به تولید تجاری» وجود دارد. در میان پروژه‌های بررسی‌شده، خط ۱۳۰ هزار تنی پودر شوینده پاکشو روشن‌ترین نمونه یک افزایش ظرفیت کمی و بهره‌برداری‌شده است؛ در مقابل، پلنت مواد اولیه پاکسان که پیش‌تر برای پایان ۱۴۰۴ زمان‌بندی شده بود، در آخرین وضعیت عمومی قابل بازیابی همچنان در مرحله نصب و راه‌اندازی قرار داشت. در ساینا و گلتاش نیز خطوط جدید وارد مدار شده‌اند، اما اطلاعات عمومی برای محاسبه میزان افزایش ظرفیت آنها کافی نیست.
پروژه‌های توسعه صنعت شوینده و بهداشتی تا شهریور ۱۴۰۵ - از خط ۱۳۰ هزار تنی پاکشو تا پلنت ۱۸ هزار تنی پاکسان؛ چه چیز واقعاً وارد مدار شد؟

کازمتیک آنلاین – در این بررسی، پاکشو، پاکسان، ساینا، گلتاش، آریان کیمیا تک، پدیده شیمی قرن، بین‌المللی محصولات پارس و پدیده شیمی غرب غربال شدند. پنج پرونده‌ای که شواهد عمومی مشخص‌تری درباره یک پروژه فیزیکی، مرحله اجرا یا بهره‌برداری داشتند وارد مقایسه اصلی شده‌اند. بنابراین این فهرست سرشماری کل طرح‌های توسعه صنعت نیست و نبود نام یک شرکت به معنای نداشتن پروژه توسعه‌ای نیست.

نکته مهم‌تر این است که ارقام «ظرفیت» به‌تنهایی نمی‌گویند چه مقدار کالا واقعاً تولید یا فروخته شده است. یک خط ممکن است افتتاح شده باشد اما هنوز با ظرفیت کامل کار نکند؛ از سوی دیگر، رشد فروش ریالی یک شرکت نیز می‌تواند ناشی از تغییر قیمت و ترکیب محصولات باشد و الزاماً به معنای جذب ظرفیت تازه توسط بازار نیست.

خط ۱۳۰ هزار تنی پاکشو چه تغییری در مقیاس تولید پودر ایجاد کرده است؟

در میان پروژه‌های بررسی‌شده، فاز دوم تولید پودر شوینده پاکشو در خرمدشت شفاف‌ترین نمونه از نظر عدد ظرفیت است. گروه صنعتی گلرنگ اعلام کرده این خط در ۲۹ آبان ۱۴۰۴ با ظرفیت سالانه ۱۳۰ هزار تن به بهره‌برداری رسیده است. در یک اطلاع‌رسانی دیگرِ وابسته به گروه نیز ظرفیت کل تولید پودر پاکشو پس از راه‌اندازی خط جدید، ۲۵۰ هزار تن در سال اعلام شده است.

این دو عدد امکان یک محاسبه محدود اما مهم را می‌دهند:

ظرفیت پودر پیش از پروژه = ۲۵۰ هزار − ۱۳۰ هزار = حدود ۱۲۰ هزار تن در سال

بنابراین اندازه خط جدید معادل حدود:

۱۳۰ ÷ ۱۲۰ × ۱۰۰ = ۱۰۸/۳ درصد ظرفیت قبلی پودر

است. به بیان دیگر، اگر اعداد اعلامی شرکت با دامنه یکسان محاسبه شده باشند، این پروژه ظرفیت اسمی تولید پودر را بیش از دو برابر کرده است. این افزایش با اضافه‌کردن یک خط کوچک یا رفع گلوگاه متفاوت است و از نظر مقیاس، تغییر مهمی در دارایی تولیدی محسوب می‌شود.

گزارش‌های مربوط به افتتاح طرح، سرمایه‌گذاری آن را حدود یک همت عنوان کرده‌اند. با این حال، عدد سرمایه‌گذاری را نباید مستقیماً بر ظرفیت تقسیم کرد و پروژه را با خطوط محصولات دیگر مقایسه کرد؛ زیرا دامنه تجهیزات، ساختمان، زیرساخت، فناوری و سرمایه در گردش پروژه‌ها یکسان نیست.

اما هنوز یک حلقه مفقوده باقی می‌ماند: این ۱۳۰ هزار تن ظرفیت جدید با چه نرخی مورد استفاده قرار گرفته است؟

گزارش مرداد ۱۴۰۵ پاکشو فروش ریالی قابل‌توجهی را نشان می‌دهد، اما این فروش مربوط به مجموعه‌ای از شوینده‌های لباس، ظرفشویی، محصولات بهداشت فردی و سایر کالاهای شرکت است. بنابراین حتی رشد فروش کل نیز به‌تنهایی اثبات نمی‌کند چه مقدار از ظرفیت خط جدید پودر جذب بازار شده است.

برای دیدن تصویر جداگانه تولید و فروش شرکت‌ها می‌توان به بررسی کازمتیک آنلاین درباره کارنامه مرداد سه شرکت بهداشتی؛ پاکشو، گلتاش و ساینا چقدر تولید کردند و فروختند؟ رجوع کرد. برای سنجش اقتصادی این پروژه، داده بعدی موردنیاز، مقدار تولید و فروش پودر منتسب به همین خط در چند دوره متوالی است؛ نه صرفاً فروش ریالی کل گروه.

چرا پلنت ۱۸ هزار تنی پاکسان هنوز نباید ظرفیت عملیاتی محسوب شود؟

پرونده پاکسان تصویر متفاوتی دارد. در گزارش مجمع شرکت، راه‌اندازی پلنت جدید سولفوناسیون برای پایان سال ۱۴۰۴ پیش‌بینی شده و گفته شده بود با اجرای آن حدود ۱۶ هزار تن به ظرفیت تولید شرکت افزوده خواهد شد.

اما در ۲۸ تیر ۱۴۰۵، گروه توسعه ملی هنوز از «پایش طرح نوسازی پلنت سولفوناسیون» و بررسی روند اجرا، برنامه زمان‌بندی و الزامات فنی پروژه سخن می‌گفت. سپس در گزارش‌های مرداد و شهریور ۱۴۰۵ اعلام شد پلنتی که تجهیزات آن در سال قبل وارد کارخانه شده، در مراحل نصب و راه‌اندازی قرار دارد و ظرفیت آن ۱۸ هزار تن ماده اولیه در سال خواهد بود.

بنابراین آخرین وضعیت عمومی قابل بازیابی، اجازه نمی‌دهد این ۱۸ هزار تن را هنوز تولید تجاری محقق‌شده بدانیم.

از نظر زمان‌بندی نیز پروژه از برآورد قبلی عبور کرده است: در حالی که پایان ۱۴۰۴ به‌عنوان زمان بهره‌برداری مطرح شده بود، بیش از پنج ماه بعد همچنان از نصب و راه‌اندازی صحبت می‌شد.

یک تفاوت عددی نیز وجود دارد. ظرفیت مطرح‌شده از ۱۶ هزار تن در گزارش قبلی به ۱۸ هزار تن در اطلاع‌رسانی جدید رسیده؛ یعنی عدد جدید ۱۲٫۵ درصد بالاتر است. با این حال نمی‌توان این اختلاف را بدون سند تکمیلی به افزایش دامنه پروژه نسبت داد، زیرا گزارش قدیمی از «ظرفیت افزوده» و گزارش جدید از «ظرفیت پلنت» صحبت می‌کند و ممکن است تعریف این دو یکسان نباشد.

ابهام مهم‌تر این است که اطلاع‌رسانی رسمی تیرماه، پروژه را «نوسازی پلنت سولفوناسیون» می‌نامد. اگر بخشی از ظرفیت قدیمی پس از راه‌اندازی واحد جدید کنار گذاشته شود، کل ۱۸ هزار تن را نمی‌توان به‌عنوان افزایش خالص ظرفیت صنعت در نظر گرفت. برای محاسبه افزایش خالص باید ظرفیت واحد جایگزین‌شده یا خارج‌شده از مدار نیز مشخص باشد؛ عددی که در منابع عمومی بررسی‌شده پیدا نشد.

پاکسان پیش‌تر فروش برندهای «گلی» و «شبنم» به شرکت‌های هم‌گروه را به ارزش حدود ۵۷۶ میلیارد تومان تصویب کرده و در گزارش مجمع، هدف از این واگذاری را سرمایه‌گذاری در خطوط تگزاپون و اسید سولفوریک اعلام کرده بود. این رقم یک مسیر تأمین منابع است و نه برآورد هزینه کل پروژه؛ بنابراین نمی‌توان آن را به‌عنوان CAPEX پلنت ۱۸ هزار تنی ثبت کرد.

این تفاوت برای تحلیل مالی مهم است. همان‌طور که در بررسی سرمایه در گردش در صنعت آرایشی و بهداشتی مطرح شده، تامین نقدینگی یک پروژه با هزینه نهایی آن یا نیاز سرمایه در گردش پس از بهره‌برداری یکسان نیست.

در ساینا چه شواهدی از تبدیل خط جدید به عرضه واقعی وجود دارد؟

شرکت صنایع بهداشتی ساینا در ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ خط تولید ژل ماشین ظرفشویی پریمکس را رسماً افتتاح کرد. کمتر از دو ماه بعد نیز در اطلاع‌رسانی گروه توسعه ملی، تولید و عرضه ژل پریمکس ۱۰۰۰ گرمی به بازار اعلام شد.

از نظر مرحله اجرا، این توالی اهمیت دارد: شواهد فقط به مراسم افتتاح محدود نیست و یک محصول نهایی حاصل از خط نیز وارد بازار شده است. بنابراین درباره اصل ورود خط به تولید، شواهد قوی‌تری نسبت به پروژه‌ای وجود دارد که همچنان در مرحله نصب تجهیزات قرار گرفته است.

اما داده عمومی یک محدودیت جدی دارد: ظرفیت اسمی خط، میزان سرمایه‌گذاری، مقدار تولید ماهانه و حجم فروش محصول جدید اعلام نشده است. در نتیجه نمی‌توان گفت این پروژه چند درصد ظرفیت ساینا را افزایش داده یا چه سهمی از رشد تولید شرکت به آن مربوط است.

این تفاوت، نمونه خوبی از فاصله میان توسعه سبد محصول و افزایش قابل‌اندازه‌گیری ظرفیت است. یک خط جدید می‌تواند برای ورود به یک گروه محصول تازه اهمیت تجاری داشته باشد، حتی اگر از نظر تناژ نسبت به کل کارخانه کوچک باشد؛ اما بدون عدد ظرفیت، این دو مفهوم نباید جای یکدیگر استفاده شوند.

چرا ظرفیت پدیده شیمی غرب را نمی‌توان با یک عدد قطعی گزارش کرد؟

پدیده شیمی غرب یکی از نمونه‌هایی است که اهمیت بررسی دقیق دامنه ارقام ظرفیت را نشان می‌دهد.

در صفحه معرفی کارخانه زنجان، شرکت اعلام کرده این سایت LABS و SLES را با ظرفیت ۲۴ هزار تن در سال تولید می‌کند. همان صفحه زمان افتتاح کارخانه را بهمن ۱۴۰۱ اعلام کرده است.

اما صفحه «هویت سازمانی» همان شرکت، ظرفیت سالانه سایت زنجان را ۵۰ هزار تن و مختص واحد سولفوناسیون معرفی می‌کند.

در یک اطلاع‌رسانی رسمی دیگر درباره فاز دوم کارخانه نیز از افزایش ظرفیت تولید به ۱۵۰ تن در روز برای مجموعه‌ای از محصولات شامل ALES، LABSA، SLES-270 و SLES-170 صحبت شده است.

این سه عدد الزاماً متناقض نیستند؛ ممکن است مربوط به فازهای متفاوت، ظرفیت طراحی در برابر ظرفیت فعلی، دامنه متفاوت محصولات یا تعداد روزهای کاری متفاوت باشند. اما تا زمانی که شرکت یک جدول ظرفیت با تعریف یکسان منتشر نکند، تبدیل ۱۵۰ تن روزانه به ظرفیت سالانه یا انتخاب یکی از ارقام ۲۴ و ۵۰ هزار تن برای محاسبه نرخ بهره‌برداری، تحلیل قابل دفاعی نخواهد بود.

برای تأمین‌کنندگان مواد اولیه و تولیدکنندگان شوینده، اصل توسعه ظرفیت سولفوناسیون اهمیت زنجیره‌ای دارد؛ اما از داده‌های موجود نمی‌توان هنوز یک «افزایش خالص ظرفیت» واحد برای این پروژه استخراج کرد.

خط بطری گلتاش چه چیزی را توسعه داده است؟

گلتاش در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ خط تولید بطری‌های ۱۰ و ۲۰ لیتری خود را رسماً افتتاح و وارد مدار تولید کرد. طبق اعلام گروه توسعه ملی، هدف این خط تکمیل زنجیره تأمین، افزایش ظرفیت بسته‌بندی محصولات با حجم بالا و پاسخ به بازارهای سازمانی و مصرف عمده بوده است.

این پروژه از جنس افزایش ظرفیت بسته‌بندی است و نباید در کنار ۱۳۰ هزار تن ظرفیت تولید پودر پاکشو جمع زده شود. تولید بطری داخلی می‌تواند گلوگاه بسته‌بندی را کاهش دهد، انعطاف عرضه در احجام B2B را بیشتر کند یا وابستگی به تأمین‌کننده بیرونی را کم کند؛ اما به‌خودی‌خود اثبات نمی‌کند ظرفیت ساخت شامپو، صابون یا سایر محصولات گلتاش افزایش یافته است.

ضمن اینکه تعداد بطری قابل تولید در ساعت یا سال و سرمایه‌گذاری پروژه در اطلاع‌رسانی عمومی منتشرشده ذکر نشده است. بنابراین حتی در حوزه بسته‌بندی نیز اندازه کمی این توسعه فعلاً مشخص نیست.

این تفکیک در ارزیابی برنامه‌های صادراتی نیز اهمیت دارد. داشتن بطری بزرگ‌تر یا زیرساخت بسته‌بندی جدید می‌تواند امکان خدمت‌رسانی به برخی مشتریان عمده را ایجاد کند، اما تحقق صادرات همچنان به قیمت، استاندارد، لجستیک، ثبت محصول و اقتصاد بازار مقصد وابسته است؛ موضوعاتی که در تحلیل آمادگی و هزینه ورود به بازار صادراتی نیز باید جدا از ظرفیت اسمی دیده شوند.

چرا افزایش سرمایه کیمیاتک و قرن را افزایش ظرفیت حساب نکردیم؟

در تیر ۱۴۰۵، هیئت‌مدیره آریان کیمیا تک پیشنهاد افزایش سرمایه ۴۷ درصدی از ۱۵۰۰ به ۲۲۰۰ میلیارد تومان را ارائه کرد. در موضوع این افزایش سرمایه، علاوه بر اصلاح ساختار مالی و تقویت سرمایه در گردش، «تامین بخشی از منابع مورد نیاز طرح‌های توسعه» نیز ذکر شده است. با این حال، در اطلاعات عمومی این اطلاعیه پروژه مشخص، ظرفیت افزوده، تجهیزات یا تاریخ بهره‌برداری ذکر نشده است. بنابراین ۷۰۰ میلیارد تومان افزایش سرمایه را نمی‌توان ۷۰۰ میلیارد تومان سرمایه‌گذاری در ظرفیت تولید تلقی کرد.

در پدیده شیمی قرن نیز پیشنهاد افزایش سرمایه ۵۹ درصدی تیر ۱۴۰۵ با هدف «اصلاح ساختار مالی و بهبود ساختار سرمایه» اعلام شده و در خود این اطلاعیه پروژه فیزیکی توسعه تولید تعریف نشده است.

به همین دلیل این دو مورد در جدول پروژه‌های فیزیکی وارد نشده‌اند. شرکت بین‌المللی محصولات پارس نیز در دامنه این بررسی قرار گرفت، اما در بازه زمانی موردنظر، سند عمومی تازه و قابل اتکایی درباره یک پروژه توسعه مشخص با ظرفیت و مرحله اجرای قابل سنجش پیدا نشد. این موضوع به معنای نبود پروژه در شرکت نیست؛ صرفاً به این معناست که شواهد عمومی موجود برای وارد کردن آن به مقایسه حاضر کافی نبود.

این الگوی سرمایه‌گذاری چه چیزی درباره مسیر صنعت شوینده و بهداشتی می‌گوید؟

کنار هم قرار دادن این پروژه‌ها، تصویری متفاوت از یک «موج ساده افزایش ظرفیت» می‌دهد. آنچه دیده می‌شود، بیشتر بازآرایی ظرفیت در چند نقطه از زنجیره ارزش است.

پاکشو مستقیماً روی مقیاس تولید محصول نهایی سرمایه‌گذاری کرده و با اضافه‌کردن خطی معادل بیش از ظرفیت قبلی پودر خود، یک تصمیم بزرگ در سمت حجم تولید گرفته است. پاکسان و پدیده شیمی غرب در نقطه بالاتری از زنجیره، یعنی مواد اولیه و سولفوناسیون، سرمایه‌گذاری کرده‌اند. ساینا با خط ژل ماشین ظرفشویی بیشتر به سمت توسعه سبد محصول رفته و گلتاش نیز بخشی از سرمایه‌گذاری خود را به داخل زنجیره بسته‌بندی آورده است.

برداشت تحلیلی از این ترکیب آن است که مسئله شرکت‌ها فقط «بیشتر تولید کردن» نیست؛ کنترل بیشتر بر زنجیره تولید در حال تبدیل‌شدن به بخشی از استراتژی توسعه است.

سرمایه‌گذاری در سولفوناسیون، تولید بطری یا یک گروه محصول جدید، از نظر اقتصادی الزاماً همان معنای افزودن یک خط بزرگ محصول نهایی را ندارد. این پروژه‌ها می‌توانند وابستگی به تأمین‌کننده بیرونی را کاهش دهند، امکان تولید ترکیب‌های متفاوتی از محصول را ایجاد کنند یا یک گلوگاه داخلی را حذف کنند. در نتیجه، بخشی از CAPEX صنعت را باید نه به‌عنوان شرط‌بندی مستقیم روی رشد حجم بازار، بلکه به‌عنوان سرمایه‌گذاری برای انعطاف‌پذیری و کنترل بیشتر عملیات خواند.

در مقابل، پروژه پاکشو یک سؤال متفاوت ایجاد می‌کند. اضافه‌شدن ۱۳۰ هزار تن ظرفیت به پایه‌ای که بر اساس اعداد اعلامی حدود ۱۲۰ هزار تن بوده، یک افزایش حاشیه‌ای نیست. چنین توسعه‌ای از نظر اقتصادی زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که حجم تولید و فروش بتواند از این دارایی جدید استفاده کند. اگر بخشی قابل‌توجه از این ظرفیت در سال‌های بعد بدون استفاده بماند، افزایش دارایی ثابت الزاماً به افزایش متناظر بازده سرمایه منجر نمی‌شود؛ اما اگر تولید داخلی، صادرات، تولید قراردادی یا توسعه فروش بتواند این ظرفیت را جذب کند، ساختار هزینه و قدرت تأمین شرکت می‌تواند متفاوت شود.

به همین دلیل، مهم‌ترین متغیر بعد از افتتاح این پروژه‌ها دیگر «ظرفیت اسمی» نیست؛ «سرعت پرشدن ظرفیت» است.

این موضوع به‌ویژه در بازاری مانند شوینده اهمیت دارد که افزایش تناژ تولید بدون افزایش متناسب فروش مقداری می‌تواند رقابت بر سر کانال توزیع، قیمت، اعتبار فروش و صادرات را تشدید کند. داده‌های موجود هنوز اجازه نمی‌دهند بگوییم چنین فشاری در کل بازار ایجاد شده، اما بزرگی پروژه پاکشو باعث می‌شود نرخ بهره‌برداری این خط در گزارش‌های بعدی یکی از اعداد مهم برای دنبال‌کردن باشد.

از سوی دیگر، پروژه‌های پاکسان و پدیده شیمی غرب یک پیام دیگر دارند: سرمایه‌گذاری در بالادست زنجیره شوینده همچنان بخشی از دستور کار صنعت است. اگر این ظرفیت‌ها به بهره‌برداری پایدار برسند، رقابت فقط میان برندهای محصول نهایی نخواهد بود؛ ظرفیت تأمین مواد پایه نیز می‌تواند بر هزینه، تأمین و تصمیم خرید تولیدکنندگان پایین‌دست اثر بگذارد. البته برای سنجش اندازه این اثر، هنوز به اطلاعاتی درباره تولید واقعی، فروش مواد اولیه و ظرفیت فعال نیاز داریم.

خط جدید ساینا نیز نشان می‌دهد توسعه الزاماً به معنای تولید بیشتر از محصول موجود نیست. در این مورد، ورود به ژل ماشین ظرفشویی را می‌توان نشانه‌ای از تلاش برای تغییر ترکیب سبد محصول دانست. در چنین پروژه‌هایی، معیار موفقیت بیش از آنکه تن ظرفیت باشد، سرعت رسیدن محصول به توزیع، سفارش مجدد و سهم آن از فروش شرکت است.

پروژه گلتاش نیز از همین زاویه معنادار می‌شود. سرمایه‌گذاری روی بطری‌های بزرگ ۱۰ و ۲۰ لیتری، بدون آنکه الزاماً ظرفیت ساخت ماده شوینده را بالا ببرد، می‌تواند شکل بازار قابل دسترس شرکت را تغییر دهد و فروش سازمانی، عمده یا صادراتی را تسهیل کند. بنابراین برای تحلیل توسعه شرکت‌ها، فقط سالن تولید اصلی نباید دیده شود؛ گاهی گلوگاه رشد در بسته‌بندی، مواد اولیه یا نوع ارائه محصول قرار دارد.

نتیجه این داده‌ها چیست؟

در مجموع، داده‌های بررسی‌شده سه نشانه را به‌طور هم‌زمان نشان می‌دهند.

نخست، سرمایه‌گذاری صنعتی در این بخش متوقف نشده است و نمونه‌هایی از پروژه‌های بزرگ، خطوط محصول جدید و توسعه زیرساخت در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ وجود دارد.

دوم، این سرمایه‌گذاری‌ها جهت واحدی ندارند. صنعت هم‌زمان شاهد افزایش مقیاس تولید محصول نهایی، توسعه ظرفیت مواد اولیه، متنوع‌سازی محصول و داخلی‌سازی بخشی از بسته‌بندی است. این ترکیب بیشتر از آنکه تصویری از «هجوم همه شرکت‌ها برای بالا بردن تناژ» بدهد، نشانه تلاش برای تغییر معماری عملیاتی شرکت‌هاست.

و سوم، فاصله میان پروژه و نتیجه اقتصادی همچنان بزرگ است. راه‌اندازی کارخانه، نصب پلنت یا افتتاح خط تنها مرحله اول است. مرحله تعیین‌کننده زمانی آغاز می‌شود که مشخص شود خطوط جدید با چه سرعتی تولید می‌کنند، محصولشان با چه حجمی فروخته می‌شود و سرمایه‌گذاری انجام‌شده چه اثری بر هزینه و سودآوری گذاشته است.

بنابراین از نگاه کازمتیک آنلاین، موضوع اصلی سال آینده صرفاً شمارش خطوط افتتاح‌شده نیست؛ باید دید کدام شرکت می‌تواند ظرفیت تازه را سریع‌تر به تولید، فروش و گردش نقد واقعی تبدیل کند.

در پاکشو باید نرخ استفاده از خط ۱۳۰ هزار تنی و فروش مقداری پودر دنبال شود. در پاکسان، نقطه عطف، خروج پلنت از مرحله نصب و ورود آن به تولید تجاری است. در ساینا، فروش و تکرار سفارش ژل ماشین ظرفشویی اهمیت دارد. در گلتاش باید دید زیرساخت بسته‌بندی جدید تا چه اندازه در ترکیب فروش عمده یا صادراتی ظاهر می‌شود و در پدیده شیمی غرب نیز نخست باید تعریف ظرفیت‌های اعلام‌شده یکدست شود.

به این ترتیب، پرسش بعدی صنعت دیگر فقط این نیست که «چقدر ظرفیت ساخته شده؟»؛ پرسش مهم‌تر این است که «چه مقدار از این ظرفیت می‌تواند به فروش واقعی و بازده اقتصادی تبدیل شود؟»

نویسنده : علیرضا صابری
مسئول ارتباطات

اولین و معتبرترین خبرگزاری تخصصی آرایشی و بهداشتی ایران

ما را در شبکه های مجازی دنبال کنید

تبلیغات

نرخ روز

آخرین اخبار

خبرنامه

از آخرین اخبار و رویدادهای صنعت آرایشی و بهداشتی ایران مطلع شوید